ناصر الدين شاه قاجار

39

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )

محمد خان هم امروز مىرود با برادرش و غيره كرمانشاه و مىرود كربلا خلاصه كسانى كه در ركاب هستند از حرمخانه از اين قرار است : انيس الدوله ، امين اقدس ، فخر الدوله ، كتاب‌خوان ، اقل بكه ، زرين‌تاج ، چهره ، تحفه گل ، سلطان ، گل صبا ، خانمى ، فاطمه ، زيور ، صاحب سلطان ، چركى ، گوهر ، جوجوق ، گلچهره ، بلور ، عزيز السلطان و اتباعش « 29 » ، آقا رضا ، آغا على ، مرتضى خان ، آغا بهرام ، حاجى اكبر ، حاجى صالح ، حاجى محبوب ، آغا بشير ، حاجى بلال ، آغا داود ، آغا بشير ، انيس الدوله ، حاجى ابراهيم ، حاجى فيروز . عضد الملك امروز درين منزل ديده شد ، آمد و اظهار كدورت كرد و رفت . شاهزاده نير الدوله ، جلال الملك ، اينها هم آمده‌اند ، فردا مىروند ، نير الدوله مىرود خراسان و نيشابور انشا إله ما كه برگشتيم مىآيد . امروز بالاتر از امامزاده حسن طرشتى را ديدم آمده بود جلو ، گردن كلفت و خوب ، انعام گرفت و رفت . روز يكشنبه 13 [ شعبان ] امروز بايد برويم حصارك صبح برخاسته رخت پوشيدم آمدم بيرون دم در اشخاصيكه ايستاده بودند كه بايد بروند شهر ايستاده بودند عضد الملك آمد چسبيد بپاى ما و سخت وداع كرد ، هيچ حرف نمىزد ، بغض « 30 » كرده بود ، برخاست ، رفت . جلال الملك كه ما را نديده صبح با مجد الدوله و اكبرى وداع كرده بود رفته بود شهر شاهزاده نير الدوله و خيلىها رفته بودند ، امين السلطان هم بود ، كسانى كه بايد مرخص بشوند آورد حضور ، اسامى ايشان از اين قرار است : پسرهاى مصطفى قلى خان عرب كه حاكم اردستانند بايد بروند ، امان إله خان بختيارى كوچك كه هميشه اندرون هم مىآيد با حاجى ابراهيم خان مىروند توى بختيارى كه آنجا باشند ما كه انشا اللّه برگشتيم بيايند ، غلام على خان پسر [ 17 ] نظام الدوله حاكم كردستان آمده ، مرخص شد كه برود كردستان ، اينها را كه ديديم مرخص شدند ، بعد سوار كالسكه شده رانديم نايب السلطنه تا حصارك همراه است رانديم از ميان چوب گذشتيم به كلاك نرسيده توى حاصلهاى كلاك جاى سبزه‌زارى آفتاب‌گردان زدند افتاديم به نهار ، نهار خورديم بعد سوار شده رانديم رسيديم به كلاك ، حرم توى باغات كلاك افتاده بودند به نهار ، كلاك دست حاجى لله است باغاتش خيلى آبادتر و بهتر شده است . تازه مو زياد كاشته‌اند و خوب

--> ( 29 ) . اصل : اطباعش ( 30 ) . اصل : بغظ